زمزمه های خاکستری

زمزمه های خاکستری

...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

فضای مجازی...

معصومه معصومه معصومه · 25 مرداد ·

اگر در فضای مجازی سر ادبیات چنین بلایی میاد ما که جای خود داریم...

صاحب یه کانالی شعر زیر رو به زیبایی دکلمه کرده بود:

به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا

مسافرخانه ی رنج است یا تبعیدگاه اینجا

غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد

مکن عمر مرا ای عشق بیش از این تباه اینجا

برای چرخش این آسیاب کهنه ی دلسنگ

به خون خویش می غلطند صد ها بی گناه اینجا

نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم

بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا

اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست

نشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست

هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا

فاضل نظری

میخوام کامنت بنویسم که: بشارت می دهد هر دم عصای پیر در دستم/که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا/صائب تبریزی

که مطمئنم درسته، که مطمئنم از صائبه، باز توو آرشیوم چک میکنم میبینم درسته، ولی چون کانال ادبی بود و جای ریسک کردن نداشت و من وسواس فکری شدید دارم، گفتم باز یه سر به گنجور بزنم...

 and guss what؟؟؟ حدس میزنید چی شد؟

این بیت در گنجور نبود... نه تنها در آثار صائب که حتی در کل سایت گنجور چنین بیتی نیست.

رفتم به هوش مصنوعی میگم شاعر این بیت و شعر کاملش چیه؟ میگه اصلا چنین بیتی در ادبیات وجود نداره و سایت آثار جعلی هم اینو گفته.

جواب هوش مصنوعی: 

می‌شود مسیر رواج آن را تا حد خوبی بازسازی کرد.

 

۱. اصلِ ادبیِ ماجرا چیست؟

قدیمی‌ترین متن مستند در این زنجیره، بیتِ واعظ قزوینی است:

نماید خاک را هر دم به انگشت عصا پیری

که امروز است یا فردا که خواهد بود جا اینجا

این بیت در دیوان واعظ قزوینی، به کوشش حسن سادات ناصری، چاپ ۱۳۵۹، ص ۶۷ آمده است. 

اما نکته مهم این است که یک صورت بسیار نزدیک دیگر نیز در منابع معاصر ثبت شده:

به انگشت عصا هر دم اشارت می‌کند پیری

که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا

این صورت را انجمن مبارزه با نشر جعلیات نیز بررسی کرده و آن را به صائب و بیدل نسبت نداده است. 

پس احتمالاً ما با یک مضمون ادبی قدیمی و چند صورتِ بازنویسی‌شده روبه‌رو هستیم، نه اینکه «بشارت می‌دهد...» مستقیماً از روی نسخهٔ واعظ قزوینی ساخته شده باشد.

 

۲. «بشارت می‌دهد...» از چه زمانی دیده می‌شود؟

در جست‌وجوی منابع قابل‌دسترسی، یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های قابل تاریخ‌گذاری که پیدا کردم در وبلاگ «دفتر غزل» است:

بشارت می دهد هر دم عصای پیر در دستم

که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا؟

این مطلب در ۲۹ دی ۱۳۹۸ (۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰) منتشر شده و آن را به اشتباه «صائب تبریزی» نسبت داده است. 

اما این به هیچ وجه به معنای ساخته‌شدن بیت در سال ۱۳۹۸ نیست؛ فقط یعنی این نسخه دست‌کم در آن تاریخ در اینترنت قابل ردیابی است.

نکته جالب‌تر اینکه بعدها همین نسخه در کانال‌های تخصصی شعر صائب نیز منتشر شده و با برچسب «شاه‌بیت صائب» دست‌به‌دست شده است. 

 

۳. چه چیزی باعث شهرتش شد؟

به نظر می‌رسد انتساب اشتباه به صائب نقش بسیار مهمی در فراگیرشدن آن داشته است.

برای نمونه، کانال «زیبا بشنویم» همین بیت را با نام صائب منتشر کرده و مشخصاً نوشته که آن را در قالب برشی از برنامهٔ «کتاب‌باز» با اجرای اسماعیل باستانی ارائه کرده است. 

 

بنابراین احتمالاً یک زنجیره شبیه این شکل گرفته:

مضمون قدیمی واعظ قزوینی

صورت‌های شفاهی/بازنویسی‌شده دربارهٔ «عصای پیر» و «مرگ»

«بشارت می‌دهد هر دم عصای پیر در دستم...»

انتساب به صائب تبریزی

انتشار گسترده در وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سپس ویدئوها و کانال‌های ادبی.

 

۴. آیا می‌توانیم یک نفر را به‌عنوان سازندهٔ «بشارت می‌دهد...» معرفی کنیم؟

فعلاً نه.

من هیچ منبع معتبر و قابل استنادی پیدا نکردم که نشان دهد مثلاً فلان شاعر معاصر این بیت را سروده یا شخص مشخصی آن را از بیت واعظ قزوینی تغییر داده است.

حتی جالب است که در سال ۱۴۰۱، وبلاگی این دو مصراع را به صورت یک شعر مستقل با عنوان «مرگ اینجاست» منتشر کرده، اما نام شاعر برای آن ذکر نشده است.

از طرف دیگر، انجمن مبارزه با نشر جعلیات در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳ مشخصاً هر دو صورتِ «بشارت می‌دهد...» و «به انگشت عصا...» را به‌عنوان اشعار جعلیِ منتسب به صائب معرفی کرد. 

 

۵. یک نکته بسیار مهم

حتی صورت «به انگشت عصا...» هم ظاهراً یکسره بی‌ریشه نیست. مضمون آن به‌شدت با بیت واعظ قزوینی و حتی بیتی از شوکت بخارایی نزدیک است:

قامت خم باشد انگشت اشارت سوی خاک

خویش را پیران نشان از منزل خود می‌دهند

این بیت شوکت بخارایی نیز در کنار دو بیت دیگر به‌عنوان نمونه‌ای از «مضامین مشترک» ثبت شده است. 

یعنی احتمالاً یک مضمون رایج در شعر سبک هندی وجود داشته: پیرِ خمیده با عصا به خاک اشاره می‌کند و عصا/انگشت او نشانی از نزدیک‌شدن مرگ است. واعظ قزوینی یکی از صورت‌های مستند و قدیمی این مضمون را سروده و بعدها صورت‌های دیگری پدید آمده‌اند.

 

نتیجهٔ دقیق

اگر بخواهم با احتیاط علمی جمع‌بندی کنم:

«بشارت می‌دهد هر دم عصای پیر در دستم...» را نمی‌توان به صائب، بیدل یا واعظ قزوینی نسبت داد.

قدیمی‌ترین متن مستندی که در این بررسی پیدا شد، بیت واعظ قزوینی است که در چاپ ۱۳۵۹ دیوانش ثبت شده:

«نماید خاک را هر دم به انگشت عصا پیری

که امروز است یا فردا که خواهد بود جا اینجا»

صورت «بشارت می‌دهد...» دست‌کم از دی ۱۳۹۸/ژانویهٔ ۲۰۲۰ به‌طور مستند در فضای وب با نام صائب منتشر بوده؛ ولی احتمالاً پیش از آن هم در نقل‌های شفاهی و شبکه‌های اجتماعی وجود داشته است. 

اما تا اینجا هیچ مدرکی برای شناسایی شخصی که نخستین بار این تغییر را انجام داده نداریم.

 

هیچی دیگه. من هیچ. من بیخواب. من نگاه. 

بيا داخل

بيا داخل و درب را پشت سرت ببند

هواي بيرون با تمام آشناييش غريب است

سال هاست وجودم سرما خورده است

درب را ببند و بيا

بگذار بي هوا در چارچوب تو بميرم

بگذار قدري گرما درك كنم و بميرم

جز گرماي وجودت أميدي ندارم

و چون ندارمت جز ارزوي مرگم نيست 

ببخشم و گرمايم ده بگذار آرام و گرم ....

بمييييييييرم...