<?xml version='1.0' encoding='utf-8' ?>
	<rss xmlns:dc='https://purl.org/dc/elements/1.1/' xmlns:content='http://purl.org/rss/1.0/modules/content/' xmlns:slash='http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/' xmlns:atom='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' version='2.0'>
	<channel>
	<title>زمزمه های خاکستری</title>
	<link>https://graywhispers.blogix.ir</link>
	<atom:link href='https://graywhispers.blogix.ir/rss' rel='self' type='application/rss+xml' />
	<description>...بیا شویم چو خاکستری رها در باد ... من و تو را برساند مگر نسیم به هم...</description>
	<language>fa</language>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Mon, 25 May 2026 09:07:32 +0330</lastBuildDate><item>
				<title>خودش را رستم قربانی تقدیر می بافد</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/26</link>
				<description><![CDATA[<p>به روی دار قالی دختری را پیر می‌بافد</p><p>و آهو را اسیر پنجه‌های شیر می‌بافد</p><p>خودش را جای سهراب و سیاوش می‌گذارد، نه!</p><p>خودش را رستمِ قربانیِ تقدیر می‌بافد</p><p>گره زد با گره‌ها دست عاشق را به معشوقش</p><p>دلی را یادگاری پای این تصویر می‌بافد</p><p>که چاقو می‌برد جای ترنجی دست او را تا...</p><p>زلیخا را زنی معصوم و بی‌تقصیر می‌بافد</p><p>شبیه دخترانِ دیگر از من رو نمی‌گیرد</p><p>دوتا اشک خودش را رو ، دوتا را زیر می‌بافد</p><p>شده از زنده‌ بودن سیر  با این تلخکامی که </p><p>دو چشمش را به‌رنگ قهوه‌ایِ سیر می‌بافد</p><p>به یاد مادری که در کنارش نیست می‌افتد</p><p>به‌جایش موی خود را مثل یک زنجیر می‌بافد</p><p>برای بی‌کسی‌های خودش هی شعر می‌خواند</p><p>به روی دار قالی دختری را پیر می‌بافد</p><p> سید علیرضا جعفری</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 25 May 2026 09:07:32 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/26/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/26</guid>
				<slash:comments>4</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category><category>این روزها</category></item><item>
				<title>کسی را می‌شناسی این حوالی خواب بفروشد؟!!!</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/25</link>
				<description><![CDATA[<p>کسی را می‌شناسی چهره‌ی شاداب بفروشد؟</p><p>به یک بیمار افسرده کمی اعصاب بفروشد؟</p><p>گلویَم سخت خشکیده، خریدار دو خط شعرم</p><p>کسی‌ را می‌شناسی شعر جایِ  آب بفروشد؟</p><p>در این تاریکیِ مطلق که خورشیدی نمی‌تابد</p><p>یکی  پیدا  نشد تا اندکی  مهتاب بفروشد</p><p>به عکس مبهم اسطوره‌های شهر می‌خندم</p><p>کسی را می‌شناسی قصه‌هایِ ناب بفروشد؟  </p><p>که از تکرار این افسانه‌هایِ پوچ بیزارم</p><p>دکانی می‌شناسی رستم و سهراب بفروشد؟</p><p>دهان باغ را بسته غم گُل‌هایِ خشکیده</p><p>یکی باید به ما نیلوفرِ مرداب بفروشد</p><p>من از  بیداریِ کابوس‌وارم سخت می‌ترسم</p><p>کسی‌ را می‌شناسی این حوالی خواب بفروشد؟</p><p>امیر اخوان</p>]]></description>
				<pubDate>Sat, 16 May 2026 05:20:22 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/25/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/25</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category></item><item>
				<title>این بارش رگباری ۲۵ اردی بهشت</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/24</link>
				<description><![CDATA[<p>ای بی تو دل تنگم ، بازیچه ی توفان ها</p><p>چشمان تب آلودم ، باریکه ی باران ها</p><p>مجنون بیابان ها ، افسانه ی مهجوری است</p><p>لیلای من اینک من : مجنون خیابان ها</p><p>آویخته ی دردم ، آمیخته ی مردم</p><p>تا گم شوم از خود ، گم ، در جمع پریشان ها</p><p>آرام نمی یارد ، گویی غم من دارد</p><p>آن باد که می زارد ، در تنگی دالان ها</p><p>با این تپش جاری ، تمثیل من است آری</p><p>این بارش رگباری ، بر شیشه ی دکان ها</p><p>با زمزمه یی غم بار ، تکرار من است انگار ،</p><p>تنهایی فوّاره ، در خالی میدان ها</p><p>در بستر مسدودم ، با شعر غم آلودم</p><p>آشفته ترین رودم ، در جاری انسان ها</p><p>دریاب ، مرا ای دوست ، ای دست رهاننده !</p><p>تا تخته برم بیرون ، از ورطه ی توفان ها</p><p>حسین منزوی</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 15 May 2026 22:14:22 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/24/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/24</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category><category>این روزها</category></item><item>
				<title>از خوندن بعضی شعرها هیچوقت سیر نمیشم...</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/23</link>
				<description><![CDATA[<p>یک قدم پیش، یک قدم به عقب، حالِ من وقتِ دیدنت این است!<br>حالِ‌ سربازِ بی‌نوایی که رو به هر سمت و سو کند مین است<br>از بساطِ منِ شکسته‌فروش نگذر این قدر بی تفاوت و سرد<br>چیزی از من بخر، خیالت جمع! قیمتِ دل‌شکسته پایین است<br>ﺣﺎﻝِ ﻣﺎ ﺭﺍ نپرﺱ؛ ﺑﯽ ﺗو ﺧﺮﺍﺏ ــ ﻣﺜﻞِ ﭼﺸﻤﺎﻥِ ﺩﺍﺋﻢ‌ﺍلخمرت<br>ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﺻﻠﯽ، ﻏﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ. حیف! ﺟﻨﺲِ ﺍﺣﻮﺍﻝِ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ چین ﺍﺳﺖ<br>دست‌گرمیِ چشمِ سگ‌دارت، استخوان استخوان جویده شدم<br>روزِ بازی چه بر سرم آید اگر امروز روزِ تمرین است؟<br>تا که تعبیرِ خواب‌هایم را مو به مو بشنوم، شبی بردارــــ<br>روسری را، که در پریشانی گیسوانِ تو ابنِ سیرین است<br>باز کن بال‌های پنجره را، بس که زل زد به آسمان دق کرد<br>زنگِ در ناله می‌کند، بشتاب! گوشِ دیوارِ خانه سنگین است<br>باز در انتظارِ دیدارت کوچه را جرعه جرعه نوشیدم<br>ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ته‌نشینِ آن باشی، تلخیِ انتظار شیرین است<br>مجید آژ</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 11 May 2026 12:10:52 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/23/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/23</guid>
				<slash:comments>4</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category></item><item>
				<title>خط سپیدی از دنیا می‌گذشت</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/22</link>
				<description><![CDATA[<p>یکی صدایم می‌کند</p><p>و سطرهای کتاب در هم می‌ریزد</p><p>بلند می‌شوم از جای و واژه‌ها را بر صفحه می‌آرایم</p><p>تراشه‌ای از ماه می‌افتد بر کاغذ</p><p>و جمله‌ها آرام‌آرام در آتش می‌گذرند</p><p>یکی صدایم کرده بود</p><p>شکوفه‌های سپیدی می‌دمید بر دامان ارغوانی</p><p>بلند می‌شدم از جا و دور چشمان خاکستری می‌پیچیدم</p><p>رگان آبی بر پوست مهتابی</p><p>که سایه‌ گیسویش را روشن می‌کرد</p><p>و راه شیری</p><p>آغوش می‌گشود</p><p>خط سپیدی از دنیا می‌گذشت</p><p>محمد‌ مختاری</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 08 May 2026 23:26:32 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/22/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/22</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>این روزها</category></item><item>
				<title>حالا هر بهار که تنهایی‌ام را می‌تکانم...</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/21</link>
				<description><![CDATA[<p>چمدانت را بستی اما</p><p>هَوایت را</p><p>جمع‌نکرده، رفتی!</p><p>هر طرف که می‌چرخم </p><p>سر از خاطرات تو در می‌آورم؛</p><p>چه آسان</p><p>به عنکبوت‌ها سپردی</p><p>آشیانه‌مان را...!</p><p>حالا هر بهار که تنهایی‌ام را می‌تکانم</p><p>گرد و خاک تلخی به پا می‌کنند</p><p>خاطره‌ها...</p><p>کاش با آمدنت</p><p>برگِ لحظه‌های مُرده را</p><p>از کوچه‌ی ساعت‌ها </p><p>جمع می‌کردی... </p><p>مینا آقازاده</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 07 May 2026 07:45:40 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/21/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/21</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>این روزها</category></item><item>
				<title>ترسیدم...</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/20</link>
				<description><![CDATA[<p>مثل تردید که تاثیر دعا را کم کرد</p><p>اعتقادم به تو ایمان به خدا را کم کرد</p><p>بعد تو تکیه نکردم به کسی! ترسیدم</p><p>ترس، وابستگی من به عصا را کم کرد</p><p>مهربان‌تر شده بودی که از اینجا بروی</p><p>رفتنت گرچه نیازم به دوا را کم کرد</p><p>مثل بیمار دم مرگ که با قطع امید</p><p>دکترش آمد و تجویز دوا را کم کرد</p><p>دل به هر روزنه بستیم به تاریکی رفت</p><p>دل به هر باد سپردیم هوا را کم کرد</p><p>خانه‌ها پر شده‌اند از در و دیوار فقط</p><p>فکر امنیت ما پنجره‌ها را کم کرد</p><p>#رویا_باقری</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 07 May 2026 00:23:39 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/20/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/20</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category></item><item>
				<title>روزگار...</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/19</link>
				<description><![CDATA[<p> </p><p>سبز بودم که به تیغ هرس انداختی ام</p><p>دست و پا بسته به چنگ هوس انداختی ام</p><p>خواستم پشت و پناهم بشوی اما حیف</p><p>سپرم کردی و در تیر رس انداختی ام</p><p>جلد بامت شده بودم که تو بالم بدهی</p><p>بال و پر بسته به کنج قفس انداختی ام</p><p>در قفس گشته ام انقدر که دورت بزنم</p><p>دور باطل زدم و از نفس انداختی ام</p><p>مثل یک بچه ی نا خواسته زاییده شدم</p><p>مثل یک مادر ناچار پس انداختی ام</p><p>فواد میرشاه ولد</p>]]></description>
				<pubDate>Wed, 06 May 2026 09:11:33 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/19/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/19</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>این روزها</category></item><item>
				<title>فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/18</link>
				<description><![CDATA[<p>وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند</p><p>زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند</p><p>ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب</p><p>وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند</p><p>سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست</p><p>جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟</p><p>یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد</p><p>تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند</p><p>هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست</p><p>خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند</p><p>مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام</p><p>ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟</p><p>فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت</p><p>بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند</p><p>فاضل نظری</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 18:48:18 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/18/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/18</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>مسخ غزل</category><category>این روزها</category></item><item>
				<title>بازی تاج و تخت همه جا در جریانه</title>
				<link>https://graywhispers.blogix.ir/post/17</link>
				<description><![CDATA[<p>What is dead may never die</p><p>.</p><p>.</p><p>.</p><p>.</p><p>.</p><p>But rises again harder and stronger</p>]]></description>
				<pubDate>Wed, 29 Apr 2026 17:00:58 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://graywhispers.blogix.ir/post/17/comment</comments>
				<dc:creator>معصومه</dc:creator>
				<guid>https://graywhispers.blogix.ir/post/17</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>این روزها</category><category>فیلم</category></item></channel>
	</rss>