بيا داخل

بيا داخل و درب را پشت سرت ببند

هواي بيرون با تمام آشناييش غريب است

سال هاست وجودم سرما خورده است

درب را ببند و بيا

بگذار بي هوا در چارچوب تو بميرم

بگذار قدري گرما درك كنم و بميرم

جز گرماي وجودت أميدي ندارم

و چون ندارمت جز ارزوي مرگم نيست 

ببخشم و گرمايم ده بگذار آرام و گرم ....

بمييييييييرم...