به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتم
14 اسفند · · به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتم
پروبالی تکاندم، خسته از پرواز برگشتم
به سویت آمدم تا خود بگویم راز عشقم را
دل از شرمندگی پُر بود و بیابراز برگشتم
مرا چون موج دوری از تو ممکن نیست ای ساحل !
هزاران بار ترکت کردم امّا باز برگشتم
نه مثل ساحرم پَستم نه چون پیغمبران والا
عصا انداختم بیسِحر و بیاعجاز برگشتم
دل از بیهودهگردیهای سابق کندم و چون گرد
به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتم
سجاد سامانی