خط سپیدی از دنیا میگذشت
18 اردیبهشت · · یکی صدایم میکند
و سطرهای کتاب در هم میریزد
بلند میشوم از جای و واژهها را بر صفحه میآرایم
تراشهای از ماه میافتد بر کاغذ
و جملهها آرامآرام در آتش میگذرند
یکی صدایم کرده بود
شکوفههای سپیدی میدمید بر دامان ارغوانی
بلند میشدم از جا و دور چشمان خاکستری میپیچیدم
رگان آبی بر پوست مهتابی
که سایه گیسویش را روشن میکرد
و راه شیری
آغوش میگشود
خط سپیدی از دنیا میگذشت
محمد مختاری