یک قدم پیش، یک قدم به عقب، حالِ من وقتِ دیدنت این است!
حالِ‌ سربازِ بی‌نوایی که رو به هر سمت و سو کند مین است
از بساطِ منِ شکسته‌فروش نگذر این قدر بی تفاوت و سرد
چیزی از من بخر، خیالت جمع! قیمتِ دل‌شکسته پایین است
ﺣﺎﻝِ ﻣﺎ ﺭﺍ نپرﺱ؛ ﺑﯽ ﺗو ﺧﺮﺍﺏ ــ ﻣﺜﻞِ ﭼﺸﻤﺎﻥِ ﺩﺍﺋﻢ‌ﺍلخمرت
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﺻﻠﯽ، ﻏﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ. حیف! ﺟﻨﺲِ ﺍﺣﻮﺍﻝِ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ چین ﺍﺳﺖ
دست‌گرمیِ چشمِ سگ‌دارت، استخوان استخوان جویده شدم
روزِ بازی چه بر سرم آید اگر امروز روزِ تمرین است؟
تا که تعبیرِ خواب‌هایم را مو به مو بشنوم، شبی بردارــــ
روسری را، که در پریشانی گیسوانِ تو ابنِ سیرین است
باز کن بال‌های پنجره را، بس که زل زد به آسمان دق کرد
زنگِ در ناله می‌کند، بشتاب! گوشِ دیوارِ خانه سنگین است
باز در انتظارِ دیدارت کوچه را جرعه جرعه نوشیدم
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ته‌نشینِ آن باشی، تلخیِ انتظار شیرین است
مجید آژ