ساخت وبلاگ انجام شد
· 14 اسفند · .: به بلاگیکس خوش آمدید :.
گفتند چرا سنگ
گفتیم مگر در آن صبح غریب
اولین نقش ها و کلمات را
اجداد بیابانگردمان
بر سنگ نتراشیدند
مگر کافی نیست که نانمان هنوز از زیر سنگ بیرون می آید
و ناممان شتابان می رود
که بر سنگ نوشته شود.
سنگمان را کسی به سینه نزد
و سرمان تا به سنگ نخورد آدم نشدیم.
عباس صفاری
حوصله ام که سر می رود،دروغ هایت را می شمارم
بعد از تو تمام لحظه ها را کشتم... من قاتل زندگی شدم؛میدانی!
پرندگانم را آزاد کردم زیرا فهمیدم نداشتن تنها راه از دست ندادن است.