در این میانه مرا هم صبور می‌خواهد

چرا زمانه مرا از تو دور می‌خواهد؟

میان مردم بی‌مهر زندگی کردن

دو گوش بسته و چشمان کور می‌خواهد

من نحیف کجا و غم نبودن تو

ستیز با غم عشق تو زور می‌خواهد

چقدر من متواضع، چقدر بی‌رحمی

دلم مقابل چشمت غرور می‌خواهد

هزار قلب شکسته‌ست در حوالی تو

دوباره سنگ نگاهت بلور می‌خواهد

سرنماز دعایی نثار دوست کند

هر آن که که حال مرا جفت و جور می‌خواهد

امیر حسین پاسبان