پایبند این بنای رو به ویرانی مباش

اینقدر وابسته‌ی این وادی فانی مباش

ماهی دریایی و جای تو در این تُنگ نیست

فکر جایی که در آن دائم نمی‌مانی مباش

این جهان هر چند زندان است، اما ای رفیق!

میله را از ذهن خود بردار، زندانی مباش

«لیس للانسان الا ما سعی» یعنی بدان

در تمام عمر خود، دنبال آسانی مباش

عشق را در پینه‌های دست مردم د یده‌ایم

در پی آن پینه‌های روی پیشانی مباش

دست گرم مرگ می‌آید تکانت می‌دهد

وقت بیداری‌ست، در خواب زمستانی مباش

صادق غریب