من به نام تو به روی لبم عادت کردم
12 تیر · · و من از دور به چشم تو قناعت کردم
بار ها رفتم و برگشتم و عادت کردم
تا که از روی خودم روی بریدم ، دیدم
پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم
بارها سخت نگاه تو مرا ریخت به هم
ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم
باز آن روز که با دشمن من می رفتی
من ولی خنده کنان سخت حسادت کردم
دست من نیست که هی در دهنم میچرخی
من به نام تو به روی لبم عادت کردم
سیاوش شاطری