من راضی‌ام به این که خداحافظی کنیم

جامی دگر بچین که خداحافظی کنیم

ای کاش جای شیشه‌ی می می‌گذاشتی

خنجر در آستین که خداحافظی کنیم

من برق چشم‌های تو را دیده‌ام، تو نیز

اشک مرا ببین که خداحافظی کنیم

آغوش بستی و چمدان غرور را

نگذاشتی زمین که خداحافظی کنیم

دل کندم از کسی که دل از من بریده بود

صدبار پیش از اینکه خداحافظی کنیم

فاضل نظری